چگونه حدود یک و نیم تریلیون دلار سرمایه ایرانیان راهی خارج شد؟
ایران در سالهای اخیر با موجی مداوم از مهاجرت مواجه بوده است؛ موجی که از تخلیه روستاها و گسترش حاشیهنشینی در شهرها آغاز میشود و تا خروج گسترده نیروهای تحصیلکرده به خارج از کشور ادامه مییابد.
جامعهشناسان معتقدند در شرایطی که بحران اقتصادی، پیامدهای تحریم و ناتوانی سیاستهای حمایتی ادامه دارد، سخن گفتن از بازگشت مهاجران بیشتر به یک شعار سیاسی شباهت دارد تا برنامهای عملی.
به گزارش فرارو، سید محمود نجاتی حسینی، مدیر بخش جامعهشناسی دین در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، مهاجرت را کوچ ارادی یا ناخواسته برای بهبود شرایط زندگی تعریف میکند و میگوید این پدیده همواره در ایران وجود داشته است. به گفته او، پس از انقلاب روند مهاجرتهای گسترده از روستاها به شهرهای مرکزی و سپس به کلانشهرهایی مانند تهران شدت گرفت؛ روندی که پیامدهایی چون کاهش نیروی کار کشاورزی، افزایش بیکاری شهری، رشد قیمت مسکن و حتی افزایش آسیبهای اجتماعی را در پی داشته است.
او همچنین از شکل تازهای از مهاجرت درونشهری سخن میگوید؛ جابهجایی از مناطق مرفه به مناطق مرکزی و سپس به مناطق جنوبی و حاشیهای که به دلیل فشارهای اقتصادی دهه اخیر تشدید شده است. این تغییرات به باور او تبعات فرهنگی و اجتماعی قابل توجهی برای خانوادهها، بهویژه نسل جوان دانشآموز و دانشجو، ایجاد کرده است.
در کنار این تحولات، مهاجرت برونمرزی طی چند دهه گذشته به یکی از چالشهای اصلی کشور تبدیل شده است. بر اساس برآوردهای رسمی، جمعیت ایرانیان خارج از کشور بین ۸ تا ۱۰ میلیون نفر در نوسان است و بیش از ۵۰ درصد آنان در آمریکای شمالی ساکن هستند. برخی پژوهشها نشان میدهد تنها حدود ۲۰ درصد ایرانیان به مهاجرت فکر نمیکنند؛ آماری که از تبدیل شدن «فکر مهاجرت» به یک مساله اجتماعی حکایت دارد.
نجاتی حسینی میگوید بررسی شاخصهای اقتصادی این دیاسپورا نشان میدهد ایرانیان مهاجر حدود یک و نیم تریلیون دلار سرمایه در کشورهای مقصد انباشته کردهاند. آنان در حوزههای فنی و مهندسی، پزشکی، فناوریهای نوین، هوافضا و نهادهای علمی خوش درخشیدهاند. این وضعیت همزمان با تشدید پدیده فرار مغزها و خروج سرمایه از کشور همراه بوده است.
به باور این جامعهشناس، مهاجرت کنشی عقلانی بر پایه محاسبه هزینه و فایده است. هنگامی که فرد به این نتیجه برسد که آینده خود و خانوادهاش در خارج تامین میشود، با وجود ریسکهای اجتماعی تصمیم به رفتن میگیرد. او تاکید میکند تا زمانی که عوامل دافعهای چون تورم، دشواری معیشت، تحریم و ضعف سیاستهای رفاهی پابرجاست، روند مهاجرت کاهشی نخواهد شد و وعده بازگشت گسترده مهاجران نیز تحقق نخواهد یافت.