پایان جنگ با ایران؛ ۳ سناریوی احتمالی بین «فروپاشی نظام و مذاکره»
در سایه تنشهای بیسابقه نظامی، سه سناریو برای پایان جنگ ایران و آمریکا مطرح است: فروپاشی نظام، توافق محدود یا بازگشت شکننده به میز مذاکره.
در سایه تشدید نظامی بیسابقه در منطقه، یک پرسش حیاتی مطرح میشود: جنگی که رئیسجمهور پیشین آمریکا علیه ایران آغاز کرد و با عملیات «خشم حماسی» و کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی ایران همراه بود، چگونه ممکن است به پایان برسد؟
با ادامه ضربات و تبادل حملات، بر اساس گزارش سایت «ریسپانسبل ستیتکرافت»، سه سناریوی اصلی برای پایان این درگیری شکل میگیرد که شامل فروپاشی نظام ایران، مقاومت متقابل که به یک توافق منجر شود، یا بازگشت ناپایدار به میز مذاکره است.
با این حال، پیچیدگیهای منطقهای، تضاد منافع بینالمللی و بیاعتمادی عمیق میان طرفین، هر یک از این گزینهها را پرخطر میکند.
سناریو اول: فروپاشی نظام و اعلام پیروزی یکجانبه
پرطرفدارترین سناریو در میان تحلیلگران، ادامه تشدید نظامی آمریکا تا فروپاشی نظام ایران و سپس اعلام پیروزی یکجانبه بدون مدیریت مرحله پس از درگیری است.
این سناریو بر تمایز بین «تغییر نظام» و «فروپاشی نظام» تأکید دارد:
«تغییر نظام» نیازمند مداخله مستقیم برای بازسازی قدرت و تعیین جایگزین سیاسی است، همانند جنگ عراق، که هزینههای سیاسی و امنیتی طولانیمدت دارد.
«فروپاشی نظام» به معنای سقوط ساختار رهبری و ایجاد خلأ داخلی است که ممکن است به درگیری داخلی یا حتی جنگ داخلی منجر شود.
در صورت از بین رفتن تعداد زیادی از رهبران ارشد، احتمال فروپاشی سریع مراکز تصمیمگیری فراهم شده و رئیسجمهور آمریکا میتواند پیروزی نظامی خود را اعلام کند. با این حال، این مسیر بیثباتی گسترده و خطر سقوط کشور به هرج و مرج را به همراه دارد.
سناریو دوم: مقاومت ایران و فشار متقابل که به توافق منجر شود
سناریوی دوم فرض میکند که ایران قادر است ضربات را تحمل کرده و حملات متقابل علیه منافع آمریکا در منطقه ادامه دهد.
اگر این حملات موجب خسارتهای انسانی یا اقتصادی بزرگ، نوسانات بازار انرژی و افزایش تورم جهانی شود، فشار سیاسی در داخل آمریکا افزایش مییابد و ممکن است کاخ سفید به دنبال راهحل مذاکرهای باشد.
در این صورت، امکان توافق جدیدی وجود دارد که هم آمریکا آن را دستاورد خود بداند و هم ایران آن را نماد مقاومتش قلمداد کند. با این حال، میراث «فشار حداکثری» که به رویارویی فعلی منجر شد، بازسازی اعتماد را پیچیده میکند.
سناریو سوم: بازگشت شکننده به میز مذاکره
کمترین احتمال، بازگشت طرفین به مسیر دیپلماتیک است، حتی به شکل اصلاحشده یا بازگشت به پیشنویس توافق قبلی. هر طرف میتواند ادعای دستاورد نظامی پیش از توافق را مطرح کند، اما بیاعتمادی شدید بین تهران و واشنگتن و هدف قرار گرفتن بالاترین سطوح قدرت در ایران، اجرای توافق را با چالشهای بزرگی مواجه میکند. ممکن است توافق تنها به یک آتشبس موقت منجر شود و تنشها همچنان زیر سطح ادامه یابد.
نقش اسرائیل و تأثیر آن بر مسیر سیاسی
همزمان، اسرائیل بهعنوان عاملی مؤثر مطرح است و تلاش میکند نشان دهد مسیر دیپلماتیک از ابتدا فریب بوده و ضربه نظامی از پیش برنامهریزی شده است. این موضوع میتواند اعتبار آمریکا بهعنوان میانجی در هر مسیر آینده را کاهش دهد.
برخی ناظران معتقدند که در داخل دولت آمریکا گرایشهایی به حل دیپلماتیک وجود داشت، اما تصمیم نهایی تحت تأثیر فشارهای داخلی و خارجی اتخاذ شد. در هر صورت، کاهش اعتماد به میانجیگری آمریکا پیامدهای بلندمدتی برای امنیت منطقه خواهد داشت.
با وجود سناریوهای مختلف، احتمال کشیده شدن درگیری به یک جنگ طولانی همچنان وجود دارد، زیرا مسیر مذاکره قابل اعتماد وجود ندارد و فرصت دستیابی به تفاهم پایدار محدود است. در منطقهای که همواره شاهد جنگهای گسترده بوده، پرسش اصلی ممکن است فقط نحوه پایان جنگ نباشد، بلکه این باشد که آیا جنگ اصلاً پایان خواهد یافت یا به فصل جدیدی از درگیری طولانی تبدیل میشود که نقشه خاورمیانه را برای دههها تغییر دهد.