ابهام در مسیر واشینگتن؛ عقبنشینی واقعی یا تاکتیک ترامپ در پرونده ایران؟
مذاکرات اخیر مسقط میان ایران و ایالات متحده اگرچه بار دیگر نام دیپلماسی را به صدر اخبار بازگردانده، اما همچنان با گرهها و پرسشهای بیپاسخ همراه است.
همین ابهامها باعث شده در فضای کنونی، تهران بیش از هر زمان دیگری به این گزاره شناختهشده در سیاست بینالملل توجه کند که «اگر صلح میخواهید، آماده جنگ باشید».
در روزهای گذشته، همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا، بهویژه در خلیج عربی و آبهای پیرامونی ایران، موجی از تحلیلها درباره احتمال حمله نظامی واشنگتن به ایران منتشر شده است. بسیاری از ناظران تلاش کردهاند بررسی کنند که آیا چنین حملهای در شرایط فعلی عملی و منطقی است یا خیر و در صورت وقوع، چه پیامدهایی برای منطقه خواهد داشت.
اهمیت این بحث زمانی دوچندان میشود که طی روزهای اخیر، مقامات ارشد ایرانی پیامهای هشدارآمیزی به واشنگتن ارسال کردهاند. رهبر جمهوری اسلامی تأکید کرده است که هرگونه جنگ جدید علیه ایران، این بار به یک جنگ منطقهای منجر خواهد شد. همچنین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح از تغییر دکترین نظامی ایران به رویکردی آفندی سخن گفته و اعلام کرده تهران برای مقابله با هر تهدیدی علیه امنیت ملی خود آمادگی کامل دارد.
در چنین فضایی، پرسش محوری برای تحلیلگران این است که در ذهن دونالد ترامپ چه میگذرد. آیا چراغ سبز او به مذاکرات مسقط صرفا یک نمایش و عملیات فریب است یا اینکه آمریکا در گزینه نظامی به بنبست رسیده و دیپلماسی را تنها راه پیش رو میبیند؟ پاسخ به این پرسش، بدون توجه به تحولات چند سال اخیر منطقه ممکن نیست.
پس از هفتم اکتبر سال ۲۰۲۳ و عملیات گسترده حماس، غرب آسیا وارد مرحلهای از بیثباتی عمیق شد؛ از سقوط نظام سیاسی سوریه گرفته تا ترور سید حسن نصرالله و درگیریهای مستقیم ایران و اسرائیل که اوج آن جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بود. این تحولات نشان میدهد نظم قدیمی منطقهای دیگر کارایی ندارد و بازیگران مختلف در پی شکلدهی نظمی جدید هستند؛ نظمی که از یک سو آمریکا و اسرائیل و برخی کشورهای عربی و از سوی دیگر ایران و محور مقاومت برای حفظ موقعیت خود در برابر آن صفآرایی کردهاند.
از این منظر، تحرکات نظامی آمریکا در اطراف ایران میتواند بخشی از یک پازل بزرگتر برای اعمال فشار حداکثری باشد؛ پازلی که دیپلماسی واقعی با تهران، آن را بر هم میزند. افزون بر این، مذاکرات مسقط صرفا بر پرونده هستهای متمرکز بوده و ایران با خواستههایی مانند غنیسازی صفر یا خروج حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی موافقت نکرده است. تهران تنها کاهش سطح غنیسازی در برابر اقدامات عملی آمریکا را مطرح کرده؛ مسیری که در نهایت میتواند به توافقی شبیه برجام منجر شود، توافقی که خود ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.
همین تناقضها باعث شده تردیدها درباره صداقت واشنگتن در مسیر دیپلماسی همچنان باقی بماند، بهویژه آنکه همزمان انتقال تجهیزات نظامی آمریکا به پایگاههای منطقه ادامه دارد. در چنین شرایطی، به نظر میرسد تهران بیش از هر چیز بر آمادگی بازدارنده خود تکیه کرده و دیپلماسی را نه جایگزین، بلکه مکمل قدرت میداند.