اختصاصی| سکوت دیجیتال، و فریاد جانها؛ ابعاد تازهای از اعتراضات در ایران
از ۷ دیماه ۱۴۰۴ (۲۸ دسامبر ۲۰۲۵)، اعتراضات سراسری در ایران آغاز شد؛ ابتدا از اعتصاب کسبه و بازاریان تهران به دلیل بحران شدید اقتصادی و سقوط ارزش ریال، اما بهسرعت به یکی از بزرگترین موجهای ضدحکومتی سالهای اخیر تبدیل گردید.
شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «نه به جمهوری اسلامی» در شهرهای گوناگون، از تهران تا کرمانشاه، ایلام، لرستان، اصفهان، مشهد و بیش از ۱۸۰ شهر دیگر، طنینانداز شد.
جمهوری اسلامی با تمام ابزارهای در اختیارش کوشید اوضاع را مهار کند: از یارانه ناگهانی یک میلیون تومانی گرفته تا تهدیدها و وعدههای رنگارنگ. اما معترضین نه دست برنداشتند و به عقب نرفتند. خیابانها را ترک نکردند؛ هر روز جمعیت انبوهتر شد و شهرهای کوچک و بزرگ یکی پس از دیگری به میدان آمدند.

وقتی هیچیک از این راهکارها کارساز نیفتاد، آخرین حربه را به کار بستند: قطع کامل اینترنت در سطح کشور (از حدود ۸ ژانویه / ۱۸ دی)، همراه با تیراندازی مستقیم، یک کشتار بیسابقه در کوچهها و خیابانها – بهویژه در دو شب پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ (۸ و ۹ ژانویه ۲۰۲۶).
با قطع ناگهانی اینترنت ایران، جهان نفس در سینهاش حبس شد. همه میدانستند این سکوت دیجیتال، مقدمهای برای فاجعه است؛ جایی که گلولهها بدون شاهد شلیک میشوند، فریادها در گلو خفه میمانند و اجساد بینامونشان به خاک سپرده میشوند، فاجعهای که شبیه آن در اعتراضات چند سال اخیر رخ داده است.

در جریان این قطعی سراسری، چندین مقام و نهاد بینالمللی واکنش نشان دادند: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، هشدار داد که در صورت تداوم کشتار معترضان، ایالات متحده آماده مداخله است و گزینههای نظامی را روی میز دارد. اتحادیه اروپا به همراه رهبران فرانسه، آلمان و بریتانیا، قطعی اینترنت و سرکوب خشونتبار را به شدت محکوم کردند و از تلفات سنگین ابراز نگرانی شدید نمودند. دبیرکل سازمان ملل و هیئت حقیقتیاب مستقل سازمان ملل در امور ایران، خواستار بازگشت فوری اینترنت و توقف سرکوب مرگبار شدند. سازمانهای عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر هشدار دادند که این قطعی اینترنت میتواند مقدمهای برای کشتار گسترده باشد، همانند آبان ۹۸. دولتهای استرالیا و کانادا نیز خشونت علیه معترضان و قطع اینترنت را محکوم کرده و بر لزوم احترام به حقوق معترضان تأکید ورزیدند.

با وجود خاموشی سراسری شبکه و تلاش برای اختلال در سیگنالهای استارلینک، شماری از شهروندان با استفاده از اینترنت ماهوارهای، تصاویر و ویدیوهای تکاندهنده کشتهشدگان، مجروحان و لحظات سرکوب را به بیرون رساندند.

حدود دوازده ویدیو بسیار سنگین توسط وحید آنلاین در کانال تلگرامی و حساب ایکس او منتشر شد. این ویدیوها مربوط به کشتهشدگان اعتراضات پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶) در تهران است و در داخل پزشکی قانونی کهریزک فیلمبرداری شدهاند. در تصاویر، تعداد بسیار زیادی جنازه روی زمین چیده شده؛ برخی داخل کیسههای سیاه پلاستیکی و برخی بدون پوشش. خانوادههای داغدار میان اجساد میگردند تا پیکر عزیزانشان را بیابند و صحنههای گریه و شیون شدید مشهود است. در یکی از ویدیوها، صفحه مانیتور کامپیوتر پزشکی قانونی نمایان است که عکس و مشخصات کشتهشدگان روی آن ثبت شده و برخی تخمین زدهاند تعداد اجساد ثبتشده ممکن است به حدود ۲۵۰ نفر برسد. در بخشی دیگر نیز وانتی یا کامیونی مملو از جنازه دیده میشود. ویدیوهای بعدی (مانند شنبه ۲۰ دی / ۱۰ ژانویه) صحنههای انتقال اجساد به کانتینرهای سردخانهدار ۱۸چرخ را نشان میدهد؛ منبعی که ویدیوها را ارسال کرده، گفته بیش از ۲۰۰۰ جسد تنها در همان روز انباشته شده بود.

وحید آنلاین توضیح داده که این فایلها را فردی که بهتازگی از ایران خارج شده، با سختی بسیار (احتمالاً با کمک استارلینک یا روشهای مشابه و طی صدها کیلومتر) به بیرون رسانده است. او نوشته که جنازهها را با وانت میآورند و به مردم میگویند: «خودتان بگردید و جنازهتان را پیدا کنید.» همچنین هشدار داده که این تصاویر بسیار ناراحتکنندهاند، اما به دلیل قطعی کامل اینترنت و تلاش برای پنهان کردن ابعاد سرکوب، انتشارشان ضروری است.

روایات مختلف از تعداد کشتهشدگان، به دلیل قطعی اینترنت و محدودیت دسترسی به اطلاعات، بسیار متفاوت است. در تهران و کهریزک، بر اساس تصاویر لو رفته و مانیتور پزشکی قانونی، برخی منابع تخمین حدود ۲۵۰ کشته فقط در اعتراضات ۱۸ دی را مطرح کردهاند. سازمان حقوق بشر ایران (IHR) تا اوایل ژانویه دستکم صدها معترض (شامل کودکان) را تأیید کرده است. ههنگاو و HRANA بیش از ۵۰۰ تا ۲۴۰۰ کشته را گزارش دادهاند (HRANA تا ۱۳ ژانویه حدود ۵۴۴ تأییدشده شامل ۴۸۳ معترض). خبرگزاری رویترز به نقل از منابع، شمار را حدود ۲۰۰۰ نفر اعلام کرده، اما سازمانهای غیردولتی این رقم را بسیار بالاتر میدانند. رسانههایی مانند ایران اینترنشنال و CBS News، بر اساس منابع داخلی نزدیک به شورای عالی امنیت ملی، دفتر ریاستجمهوری، سپاه پاسداران، شاهدان عینی، خانوادهها و گزارشهای پزشکی، تخمین زدهاند که دستکم ۱۲ هزار نفر (عمدتاً در دو شب ۱۸ و ۱۹ دی) کشته شدهاند و این رقم ممکن است تا ۲۰ هزار نفر برسد؛ این آمار را بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران توصیف کردهاند. اما مقامات حکومتی در ایران آمار رسمی ارائه نکردهاند و اغلب تلفات را به «تروریستها» نسبت میدهند.

«العین فارسی» با یکی از خویشاوندان جانباختگان گفتوگو کرد. او گفت: «برادرزادهام در اعتراضات تهران حضور داشت؛ بدون هیچ سلاحی، کاملاً مسالمتآمیز. مأموران امنیتی وارد خیابان شدند. او با موتور تلاش میکرد از تیرها جان سالم به در ببرد. هنگامی که میخواست از پیادهرو عبور کند، یکی از مأموران با شلیک مستقیم به گردنش او را هدف قرار داد و به قتل رساند. نزدیک به یک ساعت، پیکر بیجانش روی پیادهرو افتاده بود. مأموران نه اجازه نزدیک شدن میدادند و نه جسد را برمیداشتند. شاید هنوز نفس میکشید، اما در همان یک ساعت جان را از دست داد. سرانجام وانتی از سوی نیروهای امنیتی آمد و پیکر او را همراه با دو جانباخته دیگر به سمت کهریزک برد.»
خبرنگار «العین فارسی» پرسید: «آیا واقعاً از خانوادهها پول گلوله میخواستند؟» او پاسخ داد: «برادرزادهام جزو اولین کشتهشدگان بود، اما بعدها با برخی دیگر از بستگان جانباختگان روبهرو شدم. آنها تأیید کردند که مأموران گفتهاند: "پول گلوله را بپردازید تا بتوانید جنازه را تحویل بگیرید."»
یکی دیگر از بستگان جانباختگان که در ۱۸ دی در حوالی پارک کوروش تهران جان خود را از دست داد، به «العین فارسی» گفت: «برادرم برای تعمیر لپتاپش بیرون رفته بود. در راه بازگشت، شلوغی جمعیت و اعتراضات را دید و به آنها پیوست. نزدیک غروب، حمله مأموران امنیتی آغاز شد. گلوله ساچمهای به بدن برادرم اصابت کرد و او بر زمین افتاد. هنوز زنده بود، اما جای گلولهای که بر گردنش دیده میشد، نشان میداد مأموران امنیتی به او تیر خلاص زدهاند.»
روایتهای تکاندهنده از سرکوب نیروهای امنیتی (بر اساس گزارشهای منتشرشده توسط شاهدان عینی، بازماندگان، منابع پزشکی، سازمانهای حقوق بشری و ویدیوهای لو رفته مانند آنچه توسط وحید آنلاین منتشر شد): تیراندازی سیستماتیک به کودکان و نوجوانان برای ایجاد رعب و وحشت: پزشکان و پرستاران در تهران گزارش دادند که در شبهای اوج سرکوب (بهویژه ۱۸ و ۱۹ دی)، نیروهای امنیتی ابتدا به سمت کودکان و نوجوانان شلیک میکردند تا خانوادهها را از خیابانها دور کنند. یک پزشک ناشناس گفت: «بسیاری از مجروحان و کشتهشدگان زیر ۱۸ سال بودند؛ گلولهها مستقیم به سر یا گردن اصابت کرده بود. هدف ایجاد وحشت گسترده در میان والدین بود.»
شلیک تیر خلاص به مجروحان روی زمین: شاهدان متعدد در تهران، کرج، اصفهان و کرمانشاه تأیید کردند که مأموران پس از زخمی کردن افراد، به آنها نزدیک شده و با شلیک مستقیم به سر یا گردن، تیر خلاص میزدند. یکی از بازماندگان گفت: «دوست من روی زمین افتاده بود و هنوز نفس میکشید؛ مأمور آمد و به سرش شلیک کرد. بدنش را همانجا رها کردند تا مردم ببینند و بترسند.»
شلیک مستقیم از فاصله نزدیک به نقاط کشنده: گزارشهای پزشکی نشان میدهد که بیشتر کشتهشدگان با گلوله جنگی به سر، گردن یا سینه از فاصله نزدیک هدف قرار گرفتهاند. یک پرستار در جنوب تهران نقل کرد: «آثار سوختگی باروت روی پوست بسیاری از اجساد مشخص بود؛ یعنی شلیک از کمتر از یک متری انجام شده بود. چشمان بسیاری باز مانده بود.»
انتقال اجساد با وانت و کامیون و دستور جستوجو توسط خانوادهها: ویدیوهای منتشرشده توسط وحید آنلاین نشاندهنده انبوه اجساد در پزشکی قانونی کهریزک است؛ برخی در کیسههای سیاه پلاستیکی، برخی بدون پوشش. خانوادهها میان صدها پیکر میگردند تا عزیزانشان را پیدا کنند. در توضیحات آمده: «جنازهها را با وانت میآورند و به مردم میگویند: خودتان بگردید و جنازهتان را پیدا کنید.» منابع دیگر گزارش دادند که در روزهای بعدی، کانتینرهای سردخانهدار ۱۸چرخ پر از اجساد شده و شمار منتقلشده روزانه به ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر میرسید.
سوزاندن یا دفن مخفیانه اجساد برای پنهانکاری: در برخی شهرهای کوچک و روستاها (مانند لرستان و ایلام)، اجساد مستقیماً سوزانده یا در گورهای دستهجمعی دفن شدهاند. یک منبع محلی گفت: «پس از کشتن چند معترض، اجساد را با بنزین سوزاندند تا هیچ اثری باقی نماند. خانوادهها حتی اجازه جستوجو نداشتند.»
بازداشت و تهدید خانوادهها هنگام شناسایی اجساد: بسیاری از خانوادههایی که به کهریزک رفتند، خودشان بازداشت یا تهدید به مرگ شدند. یک مادر گفت: «وقتی در میان اجساد دنبال پسرم میگشتم، مأمور گفت اگر صدا کنی خودت را هم میکشیم. بعد مرا چند ساعت بازجویی کردند.»
درخواست پول گلوله از خانوادهها: گزارشهای متعدد از بستگان جانباختگان تأیید کرد که نیروهای امنیتی برای تحویل پیکر، از خانوادهها پول گلوله (هزینه مهمات مصرفشده) مطالبه میکردند. یکی از خویشاوندان گفت: «ابتدا برادرزادهام را با شلیک مستقیم به گردن کشتند؛ بعد به ما گفتند پول گلوله را بپردازید تا جنازه را تحویل بگیرید.»
استفاده همزمان از گلوله جنگی و ساچمهای: شاهدان گفتند نیروهای یگان ویژه و لباسشخصی ابتدا با ساچمهای به پاها شلیک میکردند تا افراد بیفتند، سپس با گلوله جنگی تیر خلاص میزدند. یک مجروح که موفق به خروج شد، گفت: «ساچمه به پاهایم زدند تا زمین بخورم، بعد به کمرم شلیک کردند. هنوز نمیتوانم راه بروم.»
این روایات، همراه با تصاویر هولناک کهریزک (انتقال اجساد با وانت، صحنههای شیون خانوادهها میان صدها پیکر، و ثبت سیستماتیک اجساد روی مانیتورها)، تصویری از یک فاجعه در ایران، بیرحمانه و در مقیاس بسیار گسترده ارائه میدهند که بسیاری آن را بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران توصیف کردهاند. با توجه به ادامه قطعی اینترنت و محدودیت شدید اطلاعات، ابعاد واقعی جنایات احتمالاً بسیار فراتر از آمارهای فعلی است. سازمانهای حقوق بشری خواستار تحقیقات فوری بینالمللی و دسترسی مستقل به پزشکی قانونی شدهاند.