چرا جابهجایی محل مذاکره با آمریکا برای تهران یک تاکتیک است نه تشریفات
جابهجایی محل مذاکرات میان ایران و آمریکا از استانبول و رم به مسقط در نگاه اول ممکن است صرفا یک تغییر لجستیکی یا حاصل ملاحظات اجرایی به نظر برسد، اما بررسی تجربههای دیپلماتیک جهان نشان میدهد که انتخاب مکان، بخشی جدی از راهبرد مذاکره است.
در ادبیات روابط بینالملل، مفهومی با عنوان دیپلماسی مکان وجود دارد که بر نقش جغرافیا در شکلدهی به توازن قدرت، مدیریت فشار و حتی تعریف موفقیت یا شکست مذاکرات تاکید میکند.
پژوهشگرانی مانند جی. آر. بریج و ویلیام زارتمن سالها پیش نشان دادهاند که محل مذاکره میتواند همانقدر اهمیت داشته باشد که دستورکار یا ترکیب هیاتها. از نگاه بریج، مکان امن و کمحاشیه به مذاکرهکنندگان امکان میدهد در فضایی کنترلشده و به دور از هیاهوی رسانهای تصمیمگیری کنند. زارتمن نیز انتخاب محل را بخشی از چانهزنی میداند؛ جایی که طرفها حتی پیش از نشستن پشت میز، بر سر قواعد بازی قدرتنمایی میکنند.
نمونههای تاریخی فراواناند. در مذاکرات صلح ویتنام در پاریس در سال ۱۹۶۸، ماهها اختلاف نه بر سر جنگ، بلکه بر سر شکل میز و نحوه نشستن طرفها ادامه داشت. در نهایت، یک میز دایرهای بدون پرچم و نامپلاک، بنبست را شکست و نشان داد که حتی هندسه فضا میتواند حامل معنا باشد. دههها بعد، کره شمالی با انتقال مذاکرات هستهای با آمریکا به سنگاپور و سپس هانوی در سالهای ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، تلاش کرد تصویر انزوا را بشکند و آمریکا را به زمینی نمادین بکشاند که یادآور شکست تاریخیاش در آسیا بود.
در افغانستان نیز طالبان با پافشاری بر دوحه بین سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰، توانست از جغرافیا برای مشروعیتسازی استفاده کند و خود را نه یک گروه شورشی، بلکه بازیگری سیاسی نشان دهد. حتی در جنگ روسیه و اوکراین در مارس ۲۰۲۲، انتقال مذاکرات از مینسک به استانبول برای کییف به معنای خروج از حیاط خلوت مسکو و تنفس در فضایی بیطرفتر بود.
در این چارچوب، انتخاب مسقط برای ایران قابل فهم است. عمان نه عضو ناتو است و نه میدان رقابت رسانهای غرب. این شهر برای تهران یک فضای امن، کمنفوذ و میانجیگرانه فراهم میکند که هم کنترل روایت را آسانتر میسازد و هم فشار داخلی و خارجی را کاهش میدهد. علاوه بر این، مذاکره در مسقط پیام نمادینی دارد: ایران حاضر است گفتوگو کند، اما در زمینی که آن را تحمیلی نمیداند.
با این حال، تجربههای جهانی یادآور میشوند که مکان هرچقدر هم هوشمندانه انتخاب شود، جایگزین حل اختلافات بنیادین نیست. جغرافیا میتواند فضا را نرمتر کند، اما اگر اراده سیاسی برای توافق وجود نداشته باشد، حتی امنترین و بیطرفترین میز مذاکره نیز به نتیجه نخواهد رسید. در نهایت، مسقط برای ایران یک ابزار است؛ ابزاری که میتواند شانس چانهزنی را افزایش دهد، اما تضمینکننده پایان اختلافها نیست.