پاکستان و افغانستان در سال ۲۰۲۶؛ تشدید تنش بدون ورود به جنگ تمامعیار
در سال ۲۰۲۶، مرزهای افغانستان و پاکستان بار دیگر در کانون توجه تحولات منطقهای جنوب آسیا قرار گرفتهاند؛ منطقهای که بهعنوان یکی از شکنندهترین خطوط تنش، شاهد تکرار درگیریها و کاهش جدی امیدها به راهحلهای سیاسی است.
با وجود تلاشهای پراکنده برای میانجیگری در سطح منطقهای و بینالمللی، واقعیتهای میدانی از مسیری رو به تشدید حکایت دارد که ریشه در محاسبات امنیتی پیچیده و تداخل منافع داخلی و منطقهای دارد.
بر اساس ارزیابیها، رویارویی کابل و اسلامآباد به سمت الگویی از «تشدید کنترلشده» حرکت میکند؛ وضعیتی که در آن طرفین از ورود به یک جنگ گسترده پرهیز میکنند، اما همزمان ابزارهای فشار نظامی، حملات محدود و جنگهای نیابتی را حفظ میکنند. در چنین فضایی، پاکستان میکوشد تهدیدهای فرامرزی را مهار کند و طالبان نیز در پی تثبیت قدرت خود و حفظ توازنهای داخلی است؛ ترکیبی که سال جدید را با رکود امنیتی و افق دیپلماتیک تیره همراه کرده است.
در طول سال ۲۰۲۵، تیراندازیها و حملات هوایی به رخدادهایی تکراری در امتداد مرز افغانستان و پاکستان تبدیل شد. روابط دو طرف به پایینترین سطح خود از زمان بازگشت طالبان به قدرت در مرداد ۱۴۰۰ رسید. اسلامآباد طالبان را متهم میکند که به گروههای مسلح، بهویژه تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادیبخش بلوچستان، اجازه فعالیت از خاک افغانستان دادهاند؛ اتهامی که با پاسخ نظامی و تشدید عملیات پاکستان همراه بوده است.
در سال ۲۰۲۶، احتمال دستیابی به یک توافق مذاکرهای چندان بالا ارزیابی نمیشود، بهویژه با افزایش تمایل پاکستان به انجام عملیات گستردهتر در داخل خاک افغانستان. این وضعیت در حالی است که پاکستان در دهههای گذشته از حامیان اصلی طالبان بهشمار میرفت، اما بازگشت این گروه به قدرت نهتنها «عمق راهبردی» مورد انتظار اسلامآباد را تأمین نکرد، بلکه به منبع فشار و تهدید امنیتی تازهای تبدیل شد. نگرانیها با گسترش روابط طالبان و هند، رقیب اصلی منطقهای پاکستان، تشدید شده است.
در مقابل، طالبان اتهامات پاکستان را رد میکند و معتقد است اسلامآباد در تلاش است ناکامیهای امنیتی داخلی خود را به کابل نسبت دهد. طالبان همچنین حملات هوایی پاکستان را نقض آشکار حاکمیت ملی افغانستان میداند. پاکستان برای مقابله با تهدید تحریک طالبان پاکستان، راهبردی چندمرحلهای را دنبال کرده که از تسهیل بازگشت طالبان به قدرت آغاز شد و اکنون به تشدید حملات هوایی و حتی حمایت از گروههای مخالف طالبان رسیده است.
در سطح منطقهای، چین، روسیه و ایران نسبت به تشدید تنشها ابراز نگرانی کردهاند. پکن بهدلیل پروژههای اقتصادی بزرگ خود، بهویژه کریدور اقتصادی چین–پاکستان، خواستار خویشتنداری است. مسکو و تهران نیز بر گفتگو تأکید دارند و ثبات افغانستان را برای مهار تهدیدهای افراطگرایانه حیاتی میدانند. هرچند مذاکراتی در دوحه در مهر ۱۴۰۴ به آتشبس موقت انجامید، اما این تلاشها به راهحلی پایدار نرسید.
در این میان، هند بیشترین بهره را از تداوم تنش میبرد، زیرا تمرکز پاکستان را از رقابت دوجانبه منحرف میکند و زمینه نفوذ بیشتر دهلینو در افغانستان و آسیای مرکزی را فراهم میسازد. با توجه به تضاد منافع و محدودیتهای دو طرف، انتظار میرود بنبست کنونی در سال ۲۰۲۶ ادامه یابد؛ بنبستی همراه با حملات هوایی بیشتر، درگیریهای مرزی پراکنده و اتکای فزاینده به جنگهای نیابتی در دو سوی مرز.