هشدار یک پژوهشگر رسانه درباره خطرات قطع طولانی اینترنت برای جامعه و اقتصاد
قطع بیش از ۱۶ روزه اینترنت در ایران، بنا به ارزیابی کارشناسان، صرفاً یک اختلال فنی یا محدودیت مقطعی نبوده و به بحرانی گسترده در حوزههای اجتماعی، رسانهای و اقتصادی تبدیل شده است.
سینا تفنگچی، پژوهشگر حوزه رسانه و فعال فناوری و هوش مصنوعی، در گفتوگو با اقتصادنیوز میگوید این وضعیت نهتنها زیست دیجیتال مردم را مختل کرده، بلکه به تشدید نارضایتی عمومی، تضعیف مرجعیت رسانهای و افزایش بیاعتمادی اطلاعاتی دامن زده است.
به گفته تفنگچی، امروز اینترنت به بخش جداییناپذیر زندگی روزمره تبدیل شده و تقریباً همه اقشار جامعه، فارغ از سن و شغل، خدمات مالی، آموزشی، ارتباطی و حتی اداری خود را بهصورت آنلاین دریافت میکنند. او با اشاره به تجربه دوران کرونا توضیح میدهد که از آن زمان به بعد، وابستگی به اینترنت بهطور چشمگیری افزایش یافته و مراجعه حضوری به حداقل رسیده است. در چنین شرایطی، قطع ناگهانی و طولانی اینترنت تنها نتیجهای که دارد، افزایش عصبانیت و نارضایتی اجتماعی است.
این پژوهشگر تأکید میکند که نارضایتیهای شکلگرفته را باید حاصل تصمیمات و سیاستهای نهادهای حاکمیتی دانست. او خود را بخشی از «نسل خشمگین» معرفی میکند؛ نسلی که بهواسطه مجموعهای از فشارهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، با انباشت خشم روبهرو شده و قطع اینترنت این احساس را تشدید میکند. به گفته او، امروز بهصورت پیشفرض برای انجام هر کار سادهای نیاز به اتصال آنلاین وجود دارد و قطع این دسترسی، زندگی روزمره را مختل میکند.
تفنگچی در ادامه به تفاوت محدودسازی اینترنت در ایران با سایر کشورها اشاره میکند و میگوید در بسیاری از نقاط جهان، محدودیتهای اینترنتی در شرایط بحرانی معمولاً موقتی، هدفمند و با بازه زمانی مشخص اعمال میشوند، بهگونهای که خود به عاملی تازه برای افزایش خشم عمومی تبدیل نشوند. اما در ایران، تنها یک بعد از ماجرا دیده میشود و تمام ابعاد زندگی وابسته به اینترنت نادیده گرفته میشود.
او با اشاره به تجربه شخصی خود در سفر به عراق میگوید حتی پیامرسانهای داخلی نیز در خارج از کشور قطع بودهاند و این در حالی است که بسیاری از شهروندان ایرانی برای زیارت به چنین کشورهایی سفر میکنند. به گفته او، بسته بودن سامانههای بورسی، خرید بلیت و حتی پیامرسانهای داخلی، نشان میدهد که محدودیتها بدون توجه به واقعیتهای زندگی مردم اعمال شدهاند.
تفنگچی همچنین به تضعیف مرجعیت رسانهای اشاره میکند و میگوید در شرایطی که رسانههای رسمی با محدودیتهای جدی برای تولید خبر و حضور میدانی مواجهاند، فضا برای برجستهشدن کانالها و منابع خبری کماعتبار یا سوگیرانه فراهم میشود. این وضعیت، همراه با حجم بالای اطلاعات نادرست و فقدان دادههای قابل اتکا، باعث شده بسیاری از مردم اساساً نسبت به واقعیت بیاعتنا شوند.
او یکی از چالشهای اساسی را نبود شفافیت در تصمیمگیری درباره قطع و وصل اینترنت میداند و میگوید هیچ نهاد مشخصی وجود ندارد که پاسخگوی زمان بازگشت اینترنت باشد. به باور او، دکمه فیلترینگ در اختیار نهادهای مختلف است، اما مسئولیت رفع محدودیت عملاً بر عهده هیچکس نیست.
در حوزه اقتصاد دیجیتال نیز، تفنگچی از خسارتهای سنگین واردشده به کسبوکارهای آنلاین سخن میگوید و به راهکارهایی مانند ایجاد بیمههای پارامتریک برای جبران خسارت ناشی از قطع اینترنت و راهاندازی صندوقهای حمایتی و تسهیلات بانکی اشاره میکند؛ راهکارهایی که به گفته او بدون سیاستگذاری شفاف و پایدار، به نتیجه نخواهد رسید.