چرا مهاجم ضیافت کاخ سفید کشته نشد؟ رد پای «مرد آبدارچی» در تصمیم امنیتی
حادثه حمله مسلحانه به ضیافت خبرنگاران کاخ سفید، که با حضور دونالد ترامپ برگزار شده بود، پرسشهای زیادی را درباره نحوه واکنش نیروهای امنیتی برانگیخته است؛ بهویژه اینکه چرا با وجود مسلح بودن مهاجم، نیروهای حفاظت از شلیک مرگبار خودداری کردند.
ریشه این تصمیم به یک پرونده حقوقی تاریخی بازمیگردد؛ ماجرای دیثورن گراهام که در سال ۱۹۸۴ در شهر شارلوت رخ داد. گراهام که دچار افت شدید قند خون شده بود، پس از ورود و خروج سریع از یک فروشگاه، توسط پلیس متوقف شد و با وجود تلاش برای توضیح وضعیتش، بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفت. این پرونده در نهایت به دیوان عالی آمریکا رسید و در سال ۱۹۸۹ منجر به صدور حکمی مهم شد که استاندارد «استفاده معقول از قدرت» را تعریف کرد.
بر اساس این اصل حقوقی، نیروهای امنیتی تنها در صورتی مجاز به استفاده از نیروی مرگبار هستند که تهدیدی فوری و جدی برای جان افراد وجود داشته باشد. همین معیار اکنون بهعنوان یکی از پایههای تصمیمگیری در عملیاتهای امنیتی در ایالات متحده شناخته میشود.
در حادثه اخیر، مهاجمی به نام کول توماس آلن که ۳۱ سال سن دارد، با سلاحهایی شامل یک تفنگ، یک تپانچه و چندین چاقو به ایست بازرسی نزدیک سالن حمله کرد. با این حال، نیروهای سرویس مخفی آمریکا بهجای تیراندازی، با استفاده از درگیری فیزیکی موفق شدند او را مهار کنند.
گزارشها نشان میدهد این تصمیم به دلیل شرایط خاص محیط اتخاذ شده است. محل حادثه یک فضای بسته و شلوغ بوده که صدها خبرنگار و مهمان در آن حضور داشتند. کارشناسان امنیتی هشدار دادهاند که استفاده از سلاح گرم در چنین شرایطی میتواند باعث برخورد گلوله به افراد دیگر یا ایجاد تلفات ناخواسته شود.
همچنین تحلیلها حاکی از آن است که نیروهای امنیتی از تاکتیکی موسوم به «فاصله صفر» استفاده کردهاند؛ روشی که در آن مأموران بهجای عقبنشینی، به سرعت به مهاجم نزدیک شده و او را از کار میاندازند تا فرصت استفاده از سلاحهایش را نداشته باشد. این اقدام، با وجود زخمی شدن یکی از مأموران، مانع از گسترش درگیری شد.
از منظر قانونی، پس از مهار مهاجم و از بین رفتن تهدید فوری، استفاده از نیروی مرگبار دیگر توجیهی نداشت. این موضوع با سیاست «حداقل استفاده از زور» نیز همخوانی دارد که نیروهای امنیتی را ملزم میکند کمترین سطح خشونت لازم را به کار ببرند.
این حادثه نشان داد که تصمیمهای امنیتی در چنین موقعیتهایی تنها بر اساس تهدید لحظهای گرفته نمیشوند، بلکه تحت تأثیر دههها تجربه، قوانین قضایی و ملاحظات انسانی نیز قرار دارند؛ عواملی که در کنار هم، مسیر واکنش نیروهای حفاظتی را تعیین میکنند.