چگونه غیبت مجتبی خامنهای به بقای ساختار نظام در ایران کمک میکند؟
در شرایطی که ایران با یکی از پیچیدهترین مقاطع سیاسی و امنیتی خود روبهروست، غیبت معنادار مجتبی خامنهای، رهبر جدید این کشور، به یکی از مهمترین ابهامات صحنه قدرت تبدیل شده است.
این غیبت بهجای تضعیف، بهنظر میرسد به ابزاری برای مدیریت بحران و حتی حفظ انسجام نظام بدل شده است.
رهبری در سایه؛ حضور بدون ظهور
بیش از شش هفته از اعلام رهبری مجتبی خامنهای پس از کشتهشدن پدرش میگذرد، اما او نه در انظار عمومی دیده شده و نه سخنرانی مستقیمی داشته است. پیامهای منتسب به او عمدتاً از طریق رسانههای رسمی یا شبکههای اجتماعی منتشر میشود و حتی در مواردی از ویدئوهای تولیدشده با هوش مصنوعی استفاده شده است.
این وضعیت، تضادی آشکار با دوران علی خامنهای دارد؛ رهبری که طی دههها، حضوری مستمر و تعیینکننده در تصمیمگیریهای کلان داشت و بهطور منظم در بزنگاههای حساس سخن میگفت.
یک منبع به شبکه CNN گفته است که مجتبی خامنهای در جریان همان موج حملاتی که به کشته شدن پدرش و شماری از فرماندهان ارشد نظامی انجامید، دچار شکستگی پا، کبودی در چشم چپ و جراحات جزئی در صورت شده است.
در گزارشی دیگر از خبرگزاری رویترز نیز به نقل از منابعی ناشناس آمده است که او از طریق تماسهای صوتی در جلسات با مقامات ارشد شرکت میکند و در تصمیمگیری درباره مسائل مهمی مانند جنگ و مذاکرات جدید با واشنگتن نقش دارد.
با این حال، پرسشهایی مطرح است: آیا او کاملاً در جریان امور قرار دارد؟ آیا خطوط قرمز و چارچوبها را خودش تعیین میکند؟ یا اینکه جایگاه رهبری عملاً خالی است و فرد یا نهاد دیگری تصمیمگیری میکند؟
علی واعظ، مدیر پروژه ایران در «گروه بینالمللی بحران»، گفت: «مجتبی در موقعیتی نیست که بتواند تصمیمات قاطع بگیرد یا مذاکرات را با دقت بالا مدیریت کند»، بلکه «نظام از او برای تأیید نهایی تصمیمات کلی استفاده میکند، نه برای تعیین تاکتیکهای مذاکراتی».
او افزود: «نظام عمداً نقش مجتبی را برجسته میکند، زیرا این کار نوعی سپر حفاظتی در برابر انتقادات داخلی فراهم میآورد... برخلاف پدرش که بهطور منظم در صحنه حاضر میشد و درباره روند مذاکرات اظهار نظر میکرد.»
واعظ در ادامه گفت: «مجتبی از صحنه غایب است، بنابراین نسبت دادن دیدگاهها به او پوشش مناسبی برای مذاکرهکنندگان ایرانی فراهم میکند تا خود را از انتقادات مصون نگه دارند.»
«افرادی بسیار عقلانی»
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از زمان ترور رهبر ایران، از وقوع تغییر در نظام این کشور سخن گفته و مذاکرهکنندگان فعلی به نمایندگی از تهران را «عقلانی» توصیف کرده است.
او ماه گذشته گفت: «ما با افرادی کاملاً متفاوت از هر کسانی که پیشتر با آنها تعامل شده، روبهرو هستیم.»
ابهام در ساختار سیاسی ایران یافتن پاسخهای روشن را دشوارتر میکند. با این حال، هرچه غیبت مجتبی خامنهای طولانیتر میشود، پرسشها نیز جدیتر و بیشتر میشوند.

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای ایران، از جمله افرادی است که از موج حذف گسترده رهبران سیاسی و نظامی ایران توسط آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده و رهبری دور نخست مذاکرات با ایالات متحده در اسلامآباد را بر عهده داشته است.
قالیباف، فرمانده پیشین سپاه پاسداران که در سرکوب اعتراضات دانشجویی حامی اصلاحات نقش داشت، بهعنوان یکی از معدود سیاستمداران ایرانی مطرح شده که توانایی تعامل همزمان با دیپلماتها و نظامیان را دارد.
در اسلامآباد، عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران به همراه هیأتی بزرگ از مقامات ایرانی به قالیباف پیوستند؛ اقدامی که بهنظر میرسد تلاشی حسابشده برای نمایش وحدت بوده است.
در حالی که آنها در خارج از کشور برای بقای نظام مذاکره میکنند، در داخل نیز باید با پایگاه مردمیای روبهرو شوند که نگرانیاش از گفتوگو با آمریکا افزایش یافته و در عین حال خواستار ادامه فشار و پاسخ به حملات علیه ایران است.
از زمان آغاز جنگ، این پایگاه مردمی بارها به خیابانها آمده تا بهطور علنی حمایت خود را از نظامی که با تهدیدی وجودی روبهروست نشان دهد. با این حال، همین حامیان با وجود نمایش وحدت، با دقت تحرکات مقامات را زیر نظر دارند.
دانی سیترینوویچ، کارشناس مسائل ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، در شبکه ایکس (توئیتر سابق) نوشت: «اگر مذاکرات پیش از درگیری دشوار بود، اکنون بسیار پیچیدهتر شده است. ایران با نظامی روبهروست که بهطور فزایندهای غیرمتمرکز، تندرو و ایدئولوژیک شده و پایداری خود در این درگیری را نوعی پیروزی الهی تلقی میکند.»
پس از پایان مذاکرات هفته گذشته بدون دستیابی به توافق، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، اعلام کرد که هیأت ایرانی باید برای دریافت تأیید رهبر عالی یا «مرجع دیگری» به کشور بازگردد.
تا کنون، هیچ توافقی بدون تأیید رهبر عالی در ایران دوام نداشته است؛ با این حال، ممکن است ایران وارد مرحلهای جدید شده باشد که در آن دیگر دریافت تأیید علنی رهبر ضرورتی نداشته باشد.
غیبت آشکار رهبر عالی، سیاستمداران باقیمانده ایران را میان دو فشار قرار داده است: از یک سو مدیریت پیامدهای اظهارات علنی ترامپ که به روند مذاکرات آسیب زده، و از سوی دیگر پایگاه مردمی تندرو که هرگونه مصالحه با آمریکا را تسلیم میداند.
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر مدعو در مؤسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت، در گفتوگو با شبکه CNN گفت: «مدیریت این وضعیت بسیار دشوار است... این نشاندهنده یک معضل واقعی است. آنها ناچارند برای ایجاد تعادل میان این فشارهای داخلی و خارجی، روی لبهای باریک حرکت کنند.»
نبردی برای بقا
این چینش غیررسمی که در دوران جنگ شکل گرفت و برخی مقامات ایرانی را به موقعیتهای رهبری رساند، حتی وفادارترین حامیان نظام را نیز درباره اینکه چه کسی تصمیمگیر نهایی است، دچار سردرگمی کرده است.
هفته گذشته، زمانی که عباس عراقچی از بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی تجاری خبر داد، با انتقادهای تند از سوی حامیان نظام روبهرو شد؛ آنها او را متهم کردند که به دونالد ترامپ فرصت داده تا پیشاپیش اعلام پیروزی کند.
خبرگزاری فارس پس از این اعلام نوشت: «جامعه ایران در وضعیت سردرگمی بهسر میبرد.» یک رسانه دولتی دیگر نیز تأکید کرد که این اقدام «نیازمند تأیید رهبری است و مسئولان باید درباره آن توضیح ارائه دهند.»
همچنین مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، ماه گذشته پس از عذرخواهی از همسایگان عرب و اعلام عدم انجام حملات بیشتر علیه آنها، با موجی از انتقاد مواجه شد.
این انتقادهای رسانهای گمانهزنیها درباره وجود اختلافات داخلی میان سیاستمداران را افزایش داده است. با این حال، پس از حملات به عراقچی، محمدباقر قالیباف با ایراد سخنرانیای ملی تلاش کرد به مردم اطمینان دهد که وحدت و انسجام همچنان برقرار است.
علی واعظ در این باره گفت: «این نظام هنوز از بحران خود عبور نکرده است. این یک نبرد برای بقاست و ممکن است هر لحظه دوباره به جنگ بازگردند؛ بنابراین در موقعیتی نیستند که وارد درگیریهای داخلی شوند.»
در حال حاضر، رهبر جدید ایران که فردی عادتکرده به فعالیت پشتپرده است، عملاً خدمتی مهم به سیاستمداران باتجربه کشور ارائه میدهد.
واعظ افزود: «نسبت دادن دیدگاهها به او، حتی اگر الزاماً با آنها موافق نباشد، پوشش مناسبی برای مذاکرهکنندگان ایرانی فراهم میکند تا خود را از انتقادات حفظ کنند؛ زیرا پاسخگرفتن از فردی که در صحنه حضور ندارد، ممکن نیست.»