تندروها در رأس قدرت؛ آیا ساختار جدید جمهوری اسلامی افراطیتر شده است؟
در پی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و کشته شدن علی خامنهای و شماری از مقامهای ارشد، این پرسش مطرح شده که ساختار جدید قدرت در جمهوری اسلامی به چه سمتی حرکت کرده است.
دونالد ترامپ بارها گفته این حملات به تغییر رژیم و ظهور رهبرانی «معقولتر» منجر شده، اما گزارشها تصویری متفاوت ارائه میدهند.
بر اساس گزارشی از والاستریت ژورنال، خلأ ایجادشده در رهبری ایران نهتنها به میانهروی منجر نشده، بلکه به تقویت نیروهای تندرو انجامیده است؛ افرادی که تمایلی به مصالحه داخلی یا خارجی ندارند. دنی سیترینوویچ، پژوهشگر حوزه ایران، میگوید نتیجه جنگ شرایطی بدتر از گذشته ایجاد کرده است.
این گزارش میافزاید که تندروهای ضدغرب که پیشتر نیز در ساختار قدرت حضور داشتند، اکنون کنترل بیشتری بر نهادهای سیاسی و نظامی یافتهاند. برخی از آنها حتی جنگ را در چارچوب باورهای آخرالزمانی و زمینهساز ظهور امام دوازدهم شیعیان تفسیر میکنند.
در مرکز این تحولات، مجتبی خامنهای قرار دارد که بهعنوان رهبر جدید معرفی شده، اما از زمان انتصاب در انظار عمومی ظاهر نشده و وضعیت جسمی او نامشخص است. گفته میشود او در حملات اخیر زخمی شده و همین موضوع نقش عملی او در اداره کشور را زیر سوال برده است.
در غیاب او، چهرههای تندرو هدایت کشور را در دست گرفتهاند. این گروه همزمان با ادامه حملات خارجی، سرکوب داخلی را تشدید کرده و با بازداشت و تهدید مخالفان، کنترل خود را حفظ کردهاند. همچنین به جای حرکت به سمت کاهش تنش، حملات منطقهای را افزایش داده و از اهرمهایی مانند کنترل تنگه هرمز استفاده کردهاند.
گزارش همچنین به شبکهای از متحدان نزدیک به مجتبی خامنهای اشاره دارد که به «حلقه حبیب» معروفاند. این شبکه شامل نیروهای قدیمی سپاه است که نقش مهمی در ساختار امنیتی دارند و در اسناد آمریکایی بهعنوان بخشی از شبکههای مرتبط با نقض حقوق بشر معرفی شدهاند.
در سطح مدیریتی، انتصابهایی با گرایشهای تندرو نیز دیده میشود. از جمله محمدباقر ذوالقدر که بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شده و سوابقی در گروههای مسلح پیش از انقلاب دارد. همچنین احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه، و محسن رضایی در جایگاههای کلیدی قرار گرفتهاند.
کارشناسان معتقدند این تغییرات نشاندهنده کنار رفتن بیشتر جریانهای میانهرو و اصلاحطلب است؛ روندی که ریشه آن به بیش از دو دهه پیش بازمیگردد و اکنون به شکل پررنگتری در ساختار قدرت دیده میشود.