یورگن هابرماس، فیلسوف برجسته آلمانی، در ۹۶ سالگی درگذشت
یورگن هابرماس، فیلسوف و نظریهپرداز برجسته آلمانی که آثارش برای دههها بر فلسفه، جامعهشناسی و نظریه دموکراسی تاثیر گذاشت، در سن ۹۶ سالگی درگذشت.
انتشارات زورکامپ و خانواده او روز شنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کردند که این متفکر نامدار در شهر اشتارنبرگ در ایالت بایرن آلمان درگذشته است.
هابرماس از مهمترین اندیشمندان آلمان در دوره پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرفت و در بسیاری از مباحث فکری و سیاسی این کشور نقش تاثیرگذاری داشت. او از حامیان سرسخت ایده اروپای متحد بود و معتقد بود تنها یک ساختار اروپایی یکپارچه میتواند مانع از بازگشت ملیگرایی افراطی شود. در سالهای پایانی زندگی نیز از طرح ایجاد یک پروژه فدرال اروپایی دفاع میکرد.
او در ۱۸ ژوئن ۱۹۲۹ در شهر دوسلدورف به دنیا آمد و در دانشگاههای گوتینگن، زوریخ و بن در رشتههای فلسفه، روانشناسی، ادبیات آلمانی و اقتصاد تحصیل کرد. فعالیت حرفهای او در دهه ۱۹۵۰ در موسسه پژوهش اجتماعی فرانکفورت آغاز شد؛ جایی که زیر نظر تئودور آدورنو کار میکرد و بعدها به یکی از چهرههای اصلی سنت فکری مکتب فرانکفورت تبدیل شد.
شهرت جهانی هابرماس بیش از همه با انتشار کتاب «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی» در سال ۱۹۶۲ و اثر مهم دیگر او «نظریه کنش ارتباطی» در سال ۱۹۸۱ پیوند خورده است. او در این آثار و نوشتههای دیگر خود به موضوعاتی مانند مفهوم حوزه عمومی، کیفیت گفتوگو در جوامع دموکراتیک، رابطه میان عقلانیت و قدرت و همچنین بحران مشروعیت در نظامهای سیاسی پرداخت.
هابرماس در سال ۱۹۶۴ جانشین ماکس هورکهایمر در کرسی فلسفه و جامعهشناسی دانشگاه فرانکفورت شد. او در دهه ۱۹۶۰ از جنبشهای اعتراضی دانشجویی در آلمان غربی حمایت میکرد، اما بعدها با آنچه رادیکال شدن این جنبشها میدانست فاصله گرفت و درباره خطرات «فاشیسم چپگرا» هشدار داد.
او همچنین در سال ۱۹۸۹ نسبت به نحوه اتحاد دوباره آلمان انتقاد کرد و معتقد بود این روند بیش از اندازه تحت تاثیر منطق بازار قرار گرفته و «مارک آلمان» به معیار اصلی آن تبدیل شده است.
هابرماس در سراسر زندگی فکری خود تلاش کرد میان فلسفه و سیاست پیوند برقرار کند و نقش اندیشه در کنش سیاسی را برجسته سازد.
این فیلسوف آلمانی در اردیبهشت ۱۳۸۱ نیز به ایران سفر کرد و حدود یک هفته در این کشور اقامت داشت. او در جریان این سفر در دانشگاه تهران سخنرانی کرد و درباره جامعه سکولار غرب و پیامدهای سکولار شدن جوامع سخن گفت و به پرسشهای حاضران پاسخ داد.
هابرماس همچنین در دانشگاه شیراز و انجمن حکمت و فلسفه ایران نیز سخنرانی کرد. این سفر در آن زمان در محافل دانشگاهی و روشنفکری بازتاب گستردهای داشت و او پس از بازگشت به آلمان در گفتوگویی با روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه» درباره تجربه این سفر توضیح داد.
آثار هابرماس در ایران نیز مخاطبان زیادی داشته و شماری از مهمترین کتابهای او به فارسی ترجمه شدهاند. از جمله این ترجمهها میتوان به «به سوی جامعهای عقلانی»، «مهندسی ژنتیک و آینده سرشت انسانی»، «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی»، «نظریه کنش ارتباطی» و «بحران مشروعیت» اشاره کرد.
یورگن هابرماس با اوته وسلهوفت، تاریخدان و معلم، ازدواج کرده بود. همسر او سال گذشته درگذشت و از این فیلسوف آلمانی سه فرزند به جا مانده است.