از امآرآی تا پوشاک: پیامدهای گسترده انسداد تنگه هرمز برای اقتصاد جهان
با بسته شدن تنگه هرمز به دلیل مینگذاری و حملات ایران، انسداد این گذرگاه حیاتی به یکی از مشکلات اصلی اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ رخدادی که میتواند فراتر از یک شوک انرژی، اختلالی فراگیر در نظام اقتصادی بینالمللی ایجاد کند.
کاهش شدید تردد کشتیها از حدود ۱۲۹ فروند در روز به تنها ۵ فروند، نشاندهنده گسست در ارتباط میان تولیدکنندگان مواد اولیه در ایران و منطقه با مصرفکنندگان صنعتی در شرق و غرب جهان است. ایالات متحده مدعی است که با محاصره تنگه هرمز قصد دارد مانع از انسداد آن توسط ایران شود. اما اگر درگیری دریایی در آبهای منطقه ادامه یابد، این مسیر برای مدتی بهطور کامل مسدود خواهد شد.
در نخستین سطح، این وضعیت امنیت انرژی را با چالشی جدی مواجه میکند. با وجود مسیرهای جایگزین مانند خطوط لوله عربستان و امارات که مجموعا ظرفیت ۵.۵ میلیون بشکه در روز دارند، این میزان در برابر حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههایی که از این مسیر عبور میکنند، کافی نیست. حتی با استفاده کامل از این خطوط، حدود ۱۴.۵ میلیون بشکه از عرضه جهانی مختل خواهد شد و قیمت نفت برنت تا حدود ۱۰۰ دلار افزایش یافته که نزدیک به ۴۰ درصد بیشتر از سطح پیش از جنگ است.
برآوردها نشان میدهد افزایش پایدار ۴۰ درصدی قیمت نفت میتواند بین ۱ تا ۲ واحد درصد به تورم جهانی اضافه کند. همچنین انسداد این مسیر به معنای توقف حدود ۲۰ درصد از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع است؛ رقمی که تقریبا دو برابر ظرفیت خط لوله نورد استریم است و جایگزینی آن برای کشورهایی مانند هند، پاکستان و بنگلادش بسیار دشوار خواهد بود.
در حوزه مواد اولیه، این بحران به بازار کودهای شیمیایی نیز سرایت میکند. منطقهای که از طریق این آبراه تامینکننده بخش بزرگی از گوگرد و کودهای کشاورزی جهان است، با کاهش صادرات مواجه خواهد شد. این موضوع در کنار افزایش هزینه سوخت، میتواند به افزایش قیمت مواد غذایی در سطح جهانی منجر شود.
انسداد این مسیر همچنین بر صنایع پتروشیمی و نساجی اثر میگذارد. عبور حدود یکسوم تجارت دریایی متانول و صادرات بیش از ۶.۵ میلیون تن مونو اتیلن گلیکول در سال ۲۰۲۵ از این مسیر، نشاندهنده وابستگی گسترده صنایع آسیایی به این گذرگاه است. توقف این جریان میتواند هزینه تولید پوشاک و بستهبندی را افزایش دهد.
در بخش فلزات و زیرساخت نیز، اختلال در صادرات آلومینیوم و گندلههای آهن، صنایع خودروسازی و ساختوساز را تحت تاثیر قرار میدهد. همزمان، افزایش هزینههای حملونقل و بیمه دریایی و تغییر مسیر کشتیها به دور آفریقا، زمان سفر را بین ۱۰ تا ۱۵ روز افزایش داده و ظرفیت عملیاتی ناوگان جهانی را کاهش میدهد.
این وضعیت میتواند به افزایش نرخ بهره، کاهش رتبه اعتباری برخی کشورها و تشدید بحران بدهی در اقتصادهای نوظهور منجر شود.