جنگی شبیه ویتنام در افق تنشهای ایران و آمریکا
با تشدید تنشهای سیاسی و نظامی میان ایران و ایالات متحده، تحلیلها درباره احتمال وقوع درگیری نظامی وارد مرحله تازهای شده است.
حضور پررنگ نیروهای آمریکایی در منطقه، جابهجایی ناوهای جنگی و لحن تهدیدآمیز مقامهای واشنگتن، همگی نشانههایی هستند که گمانهزنیها درباره آینده این بحران را تقویت کردهاند. در مقابل، مقامهای ایرانی نیز بارها تأکید کردهاند که هرگونه حمله با پاسخی قاطع روبهرو خواهد شد و این موضوع معادلات را پیچیدهتر کرده است.
برخی تحلیلگران بر این باورند که اگر جنگی رخ دهد، تصور یک درگیری کوتاهمدت و سریع واقعبینانه نیست. حسن هانیزاده، کارشناس ارشد سیاست خارجی، معتقد است محتملترین سناریو، آغاز حملات هوایی همراه با عملیاتهای هدفمند علیه چهرههای کلیدی خواهد بود؛ الگویی که میتواند زمینهساز جنگی فرسایشی شود. به گفته او، چنین جنگی از نظر ماهیت و طول زمان، بیش از هر چیز به جنگ آمریکا و ویتنام شباهت خواهد داشت؛ جنگی که با وجود برتری نظامی آمریکا، سالها به طول انجامید و هزینههای سنگینی به همراه داشت.
در این میان، نقش کشورهای منطقه بهویژه کشورهای عربی اهمیت ویژهای پیدا کرده است. تماسهای اخیر میان مقامهای ارشد ایران و برخی دولتهای عربی نشان میدهد که نگرانی عمیقی نسبت به تبعات یک جنگ گسترده وجود دارد. این کشورها به خوبی میدانند که هرگونه درگیری نظامی میتواند امنیت مسیرهای انرژی، تجارت دریایی و سرمایهگذاری خارجی را به خطر بیندازد؛ پیامدهایی که نه کوتاهمدت است و نه بهسادگی قابل جبران.
از سوی دیگر، رفتار دونالد ترامپ همچنان یکی از عوامل غیرقابل پیشبینی در این معادله به شمار میرود. او گاه با تهدیدهای تند و گاه با ارسال سیگنالهای مثبت درباره مذاکره، فضای تصمیمگیری را مبهمتر میکند. همین ویژگی باعث شده است که برای بسیاری از دولتهای منطقه، جلوگیری از جنگ به یک اولویت استراتژیک تبدیل شود، نه صرفاً یک موضعگیری سیاسی یا دیپلماتیک.
در صورت وقوع درگیری، احتمال عملیات زمینی بسیار ضعیف ارزیابی میشود و تمرکز اصلی بر حملات هوایی و دریایی خواهد بود. با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند که چنین جنگی میتواند دامنهای گسترده پیدا کند و کشورهای متعددی را بهطور مستقیم یا غیرمستقیم درگیر سازد. جمعبندی این دیدگاهها نشان میدهد که هرچند گزینه نظامی همچنان روی میز است، اما هزینههای سنگین و پیامدهای بلندمدت آن، بسیاری از بازیگران منطقهای را به تلاش برای مهار بحران واداشته است؛ تلاشی که موفقیت یا شکست آن میتواند سرنوشت یکی از حساسترین مقاطع سیاسی منطقه را رقم بزند.