ایران زیر سایه نظامی ضعیفتر و چندپاره؛ چه کسی قدرت واقعی را در دست دارد؟
همزمان با افزایش شکافهای داخلی در ساختار قدرت ایران، پرسش درباره اینکه چه نهادی عملاً کشور را اداره میکند، بیش از گذشته مطرح شده است.
ناظران سیاسی میگویند پس از تحولات ماههای اخیر و افزایش نفوذ نهادهای امنیتی و نظامی، موازنه قدرت در جمهوری اسلامی به شکل محسوسی تغییر کرده است.
از زمان آغاز جنگ در اواخر فوریه گذشته که به کشته شدن علی خامنهای و شماری از فرماندهان بلندپایه نظامی و امنیتی انجامید، ساختار تصمیمگیری در ایران وارد مرحلهای بحرانی شده است. این وضعیت با رقابت شدید میان جریانهای مختلف درون حاکمیت همراه بوده؛ رقابتی که بهویژه با حضور پررنگ سپاه پاسداران در مرکز تصمیمسازی تشدید شده است.
در حالی که مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید معرفی شده، گزارشها حاکی از آن است که او حضور محدودی در عرصه عمومی دارد و به دلیل شرایط امنیتی و وضعیت جسمانیاش، ارتباطات خود را عمدتاً از طریق واسطههای سپاه انجام میدهد. منابع مطلع به خبرگزاری رویترز گفتهاند که نقش او بیشتر به تأیید تصمیمهای فرماندهان نظامی محدود شده و برخلاف پدرش، اختیار مطلق ندارد.
در همین حال، چهرههای غیرنظامی حکومت از جمله ریاستجمهوری و وزارت خارجه همچنان فعال هستند، اما تحلیلگران معتقدند که این نهادها دیگر نقش مستقلی در تعیین سیاستهای کلان ندارند و تصمیمهای اصلی در حلقههای امنیتی گرفته میشود.
مجله آمریکایی تایم در تحلیلی که اواخر آوریل منتشر شد، نوشت که ایران وارد «لحظهای سرنوشتساز» شده و هسته نظامی ـ امنیتی اکنون کنترل بیشتری بر پروندههای جنگ، دیپلماسی و سیاست خارجی پیدا کرده است. این هسته شامل فرماندهان سپاه، شورای عالی امنیت ملی و شخصیتهایی است که نفوذ خود را از پیوند با نهادهای امنیتی به دست آوردهاند.
دانیله روفینتی، کارشناس ایتالیایی، معتقد است حملات اخیر علیه امارات تنها نتیجه تنشهای منطقهای نیست، بلکه بازتاب اختلافات عمیق داخلی در ساختار جمهوری اسلامی نیز به شمار میرود. او گفت برخی جریانها در ایران به دنبال جلوگیری از گسترش درگیریها هستند، در حالی که جناحهای تندرو امنیتی تلاش میکنند فضای دیپلماتیک را محدود کنند.
به گفته تحلیلگران، اختلافات تنها میان نظامیان و غیرنظامیان نیست، بلکه در درون اردوگاه تندروها نیز شکافهای جدی وجود دارد. بخشی از جریانهای نزدیک به سپاه، مانند طیف محمدباقر قالیباف، رویکردی عملگرایانهتر دارند و مذاکره را در کنار فشار نظامی ضروری میدانند. در مقابل، جریانهای ایدئولوژیک نزدیک به جبهه پایداری، هرگونه گفتوگو با غرب را با تردید مینگرند.
این چنددستگی، روند تصمیمگیری در تهران را کند و پیچیده کرده است. یک مقام پاکستانی مطلع از مذاکرات میان ایران و آمریکا گفته است که پاسخهای تهران گاهی بین ۲ تا ۳ روز به طول میانجامد، زیرا «هیچ مرکز واحدی برای تصمیمگیری وجود ندارد».