زندگی میان فاصله و اضطراب؛ تجربه روانی ایرانیان خارج از کشور در زمان جنگ
با ادامه جنگ در ایران، تجربه زندگی برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور به وضعیتی پیچیده و دوگانه تبدیل شده است
وضعیتی که در آن، فاصله جغرافیایی به معنای فاصله روانی نیست و جنگ، حتی از دور، به بخشی از زندگی روزمره آنان بدل شده است.
برخلاف تصور رایج که مهاجران را دور از پیامدهای مستقیم جنگ میداند، بسیاری از ایرانیان خارج از کشور این وضعیت را نه صرفا یک خبر، بلکه تجربهای روانی توصیف میکنند. آنها بهطور مداوم در معرض تصاویر، روایتها و اخبار خشونتآمیز قرار دارند، در حالی که خود در محیطی امن زندگی میکنند. این وضعیت نوعی شکاف میان «درگیر بودن» و «دور بودن» ایجاد کرده است.

کارشناسان این تجربه را با مفهوم «سوگ مبهم» توضیح میدهند؛ مفهومی که نخستین بار توسط یک روانشناس آمریکایی مطرح شد و به شرایطی اشاره دارد که در آن، فقدان نه کاملا مشخص است و نه پایانی روشن دارد. در مورد مهاجران، عزیزانشان از نظر فیزیکی دور هستند، اما از نظر عاطفی همچنان حضوری پررنگ در زندگی آنها دارند و همین همزمانیِ فاصله و وابستگی، روند کنار آمدن را دشوار میکند.

در چنین شرایطی، بسیاری از افراد در نوعی تعلیق روانی باقی میمانند؛ حالتی که نه امکان فاصله گرفتن کامل از وقایع را فراهم میکند و نه امکان حضور واقعی در آنها را. این وضعیت اغلب با احساس گناه همراه است، چرا که فرد در امنیت زندگی میکند، در حالی که عزیزانش ممکن است در معرض خطر باشند.

علاوه بر این، مفهوم «ترومای ثانویه» نیز برای توضیح این تجربه به کار میرود. افرادی که بهطور مداوم اخبار جنگ را دنبال میکنند، حتی بدون حضور مستقیم در میدان جنگ، ممکن است دچار اضطراب، بیخوابی و اشتغال ذهنی شدید شوند. در برخی موارد نیز نوعی بیحسی عاطفی شکل میگیرد که به عنوان واکنشی دفاعی در برابر حجم بالای فشار روانی عمل میکند.

در پاسخ به این شرایط، متخصصان بر اهمیت حفظ روالهای روزمره تأکید دارند. خواب کافی، فعالیت بدنی و محدود کردن مواجهه با اخبار، بهویژه تصاویر خشونتآمیز، از جمله توصیههایی است که میتواند به کاهش فشار روانی کمک کند. همچنین گفتوگو با دوستان و نزدیکان و به اشتراک گذاشتن نگرانیها، در کاهش احساس انزوا نقش دارد.

مدیریت آگاهانه مصرف اخبار نیز از دیگر نکات مهم است. به جای دنبال کردن مداوم اطلاعات، تعیین زمانهای مشخص برای پیگیری اخبار و انتخاب منابع معتبر میتواند به حفظ تعادل میان آگاهی و سلامت روان کمک کند.
در کنار اینها، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و کمک به دیگران، حتی در مقیاسی کوچک، میتواند احساس ناتوانی را کاهش دهد و به ایجاد حس کنترل کمک کند؛ تجربهای که برای بسیاری از مهاجران، به بخشی از مواجهه روزمره با واقعیت جنگ تبدیل شده است.