سقوط بمبافکن اتمی آمریکا در گرینلند؛ حادثهای که رازهایش پایان نیافت
نزدیک به شصت سال پیش، یک مأموریت گشتزنی معمولی آمریکا بر فراز قطب شمال به حادثهای هستهای تبدیل شد که فضای جنگ سرد را لرزاند و پیامدهای سیاسی و زیستمحیطی آن تا دههها ادامه یافت.
در ۲۱ ژانویه ۱۹۶۸، یک بمبافکن B-۵۲G از پایگاه هوایی پلاتسبرگ در ایالت نیویورک به پرواز درآمد تا در ارتفاع حدود ۳۵ هزار پا بر فراز گرینلند، نزدیکی پایگاه هوایی توله، سامانه هشدار زودهنگام موشکی را زیر نظر بگیرد.
این هواپیما با هفت خدمه در حال پرواز بود که ناگهان آتشسوزی در داخل آن رخ داد و سامانههای الکتریکی را از کار انداخت. دود غلیظ کابین را پر کرد و خلبان پس از اعلام وضعیت اضطراری، با توجه به شرایط بحرانی، دستور خروج اضطراری خدمه را صادر کرد. در ساعت ۳:۳۹ بعدازظهر به وقت محلی، بمبافکن بدون سرنشین به سطح یخ برخورد کرد و انفجارهای متعارف چهار بمب گرماهستهای را فعال ساخت. هرچند سامانههای ایمنی مانع از انفجار هستهای کامل شدند، اما بقایای رادیواکتیو در گسترهای وسیع روی یخها پخش شد و یکی از خدمه جان خود را از دست داد.
شاهدان عینی در پایگاه توله از لرزش شدید ساختمانها خبر دادند؛ لرزشی که به گفته یکی از کارکنان دانمارکی، شبیه زلزله بود. این حادثه روابط میان ایالات متحده و دانمارک را بهشدت تحت تأثیر قرار داد، چرا که دانمارک از سال ۱۹۵۷ سیاست منع حضور سلاحهای هستهای در خاک و قلمروهای خود را اجرا میکرد. سقوط بمبافکن نشان داد آمریکا با وجود این ممنوعیت، بهطور منظم پروازهای حامل سلاح هستهای بر فراز گرینلند انجام میداده است.
درون محفظه بمب هواپیما چهار بمب B۲۸FI قرار داشت که هرکدام حدود ۱۲ فوت طول و نزدیک به ۲۳۰۰ پوند وزن داشتند و قدرت تخریب یک شهر بزرگ را داشتند. بررسیها بعداً نشان داد آتشسوزی زمانی آغاز شد که برای گرمکردن کابین، هوای داغ بیش از حد وارد هواپیما شد و فومهای عایق را شعلهور کرد. تلاش خدمه برای مهار آتش بینتیجه ماند و تنها شش نفر توانستند با صندلی پران جان سالم به در ببرند.
پس از حادثه، دانمارک خواستار پاکسازی کامل محل شد، اما آمریکا ابتدا از این کار سر باز زد. تنها پس از هشدار یک دانشمند دانمارکی درباره آینده پایگاه توله، عملیات پاکسازی آغاز شد. نیروها با ایجاد جادههای یخی و ایستگاههای موقت، بقایای هواپیما و یخهای آلوده به پلوتونیوم، اورانیوم و دیگر مواد رادیواکتیو را جمعآوری کردند. این عملیات که بیش از ۹۰ درصد پلوتونیوم را خارج کرد، در ۱۳ سپتامبر ۱۹۶۸ و با هزینه ۹.۴ میلیون دلار پایان یافت.
با وجود پاکسازی، ابهامها ادامه یافت. مقامات آمریکایی ابتدا اعلام کردند هر چهار بمب منفجر شدهاند، اما تحقیقات بعدی نشان داد اجزای یکی از بمبها هرگز پیدا نشده است. افشای اسناد محرمانه در دهههای بعد روشن کرد که پروازهای هستهای با آگاهی مقامات دانمارکی انجام میشده و همین موضوع در سال ۱۹۹۵ به رسوایی سیاسی موسوم به «تولهگیت» انجامید؛ پروندهای که خشم افکار عمومی را برانگیخت و این حادثه را به معمایی حلنشده در تاریخ جنگ سرد تبدیل کرد.